کد خبر 121128
۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

دویست و هشتمین شماره نشریه «حیات طیبه» منتشر شد

دویست و هشتمین شماره نشریه «حیات طیبه» جمعه 26 تیرماه منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری حیات، جدیدترین شماره حیات طیبه حاوی مطالبی چون «گزارش دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت»، «باور کنید می‌شود ایستادگی کرد»، «پیروزی در عرصه دیپلماسی نتیجه مقاومت و ایثار»، «گزارش دیدار رهبر معظم انقلاب با دانشجویان»، «بال در بال ملائک»، «خنده‌های حلال در شوخ‌طبعی‌های بچه‌های جبهه»، «نماز عید فطر در جبهه»، «روایت گنج جنگ در گنجینه شهدا»، «به پیشواز آتش و خون»، «شب قدر در عملیات»، «امام را تنها نگذاریم»، «فطر پایان یک مهمانی برای شروع یک سبک زندگی اسلامی»، «طعم خوش عید را زیر زبان بچه‌ها ببریم»، «توجه به حقوق کارگران»، «مراقب خودت باش تا اثرگذار باشی»، «چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی‌شود»، «بیت‌المالی که برای ما مسئولیت ایجاد می‌کند»، «پیام نماینده ولی‌فقیه، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران به مناسبت عید سعید فطر»، «جانبازان شهدای زنده و نشانه حقانیت نظام هستند»، «شهدا برای پایداری نظام از جان و هستی خود گذشتند»، «ایثارگران فرصت‌هایی برای رفع اختلافات و مشکلات هستند»، «دو هنرمند مشهدی از آخرین فعالیت‌هایشان در حوزه فرهنگ ایثار و شهادت گفتند»، «بازدید 145 نماینده مجلس شورای اسلامی از نمایشگاه قاب سرخ»، «مسابقه نور ولایت شماره 208» و «انتقال کتابخانه تخصصی ایثار و شهادت قم در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س)» است. در خاطره‌ای از یکی از رزمندگان گردان بلال در «نماز عید فطر در جبهه» می‌خوانیم: شب عید فطر، رئیس ستاد لشکر مرا خواست و دستور داد که به تمام واحدها اطلاع دهم که فردا سحر در محل تبلیغات لشکر جهت اقامه نماز عید فطر جمع شوند. واحد تبلیغات در دره‌ای واقع بود که دور آن را ارتفاعات محاصره کرده بود. نماز عید که تمام شد، امامِ جماعت در حال خواندن خطبه‌های نماز بود که من دو جنگنده عراقی را دیدم که از دور مستقیم به سمت دره ما و جمعیت می‌آمدند. یکی از فرماندهان که متوجه قضیه شده بود، پشت تریبون قرار گرفت و فرمان «یگان‌ها به سمت واحدهای خود» را صادر کرد. طولی نکشید که بالاخره دو جنگنده عراقی بالای سر ما بمب‌های شیمیایی رها کردند. تمام رزمندگان که برای نماز عید فطر آمده بودند، ماسک شیمیایی همراه نداشتند لذا باید تا محل خود می‌دویدند تا ماسک‌های خود را بردارند، اگر می‌دویدند حدود نیم ساعت با سنگرهایشان فاصله داشتند. خوشبختانه باد به سمت ایران بود و کسی شیمیایی نشد، الا دو سه نفر که روی ارتفاع بودند. در بخشی از مطلب «شب قدر در عملیات» می‌خوانیم: 23 تیرماه 1361 مردم ایران در حال راز و نیاز و دعا و شب زنده‌داری بودند که رزمندگان اسلام برای تنبیه متجاوز به معشوق لبیک گفتند و مقابل چشمان حیرت‌زده دشمن، به 27 کیلومتری خاک دشمن رسیدند. رمضان بود. عطش بود. بوی پیکرهای سوخته از میدان مین می‌آمد و آنان که از دیدار حق محروم ماندند با آب کانال پرورش ماهی و نهر کیتبان و... وضو گرفتند. 7400 نفر از نیروهای دشمن را کشتند و یا زخمی کردند و 1315 اسیر گرفتند. در خاطره‌ای از همسر شهید عباس دوران با عنوان «بیت‌المالی که برای ما مسئولیت ایجاد می‌کند» می‌خوانیم: مسئولان نیروی هوایی به دلیل پروازهای زیاد عباس، تصمیم گرفتند او را به تهران منتقل نمایند که او موافقت نکرد. گفت من به تهران نمی‌روم. پرواز را دوست دارم و می‌خواهم به مردم خدمت کنم. همیشه به من می‌گفت که از پول این مردم من دوره دیده‌ام و خلبان شده‌ام. گاهی به من می‌گفت: تو می‌دانی از پول این مردم و این کشور چه قدر برای ما خرج کردند و ما را فرستادند آمریکا تا دوره ببینیم؟ من هرگز نمی‌توانم عقب‌نشینی کنم. یکی می‌گوید نمی‌خواهم پرواز کنم و نمی‌رود. من هم می‌گویم پس چه کسی برود؟ چه کسی از کشور دفاع کند؟

برچسب‌ها